قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3645
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال ششصد و يكّم از رحلت خير البشر « 1 » در اوايل اين سال چنگيز خان كامياب و كامران از ختا مراجعت نموده به يورت خود نزول نمود و در اواخر اين سال خبر رسيد كه از قوم مرگيت برادر توقتاى بيكى ، قودو « 2 » ، و سه پسر [ ان ] وى « 3 » جمعيتى بههم رسانيده شروع در فتنه و فساد كردهاند . چنگيز خان چون اين خبر شنيد در اوايل سال ششصد و دويم از رحلت آن سرور سوبداى بهادر را با لشكرى بسيار به جنگ ايشان فرستاد . و او را وصيّت كرد كه از براى لشكر گردونههاى بسيار مرتّب كرده آن گردونهها را به ميخهاى آهنين استوار سازند تا در ميان سنگ زود شكسته نشود ؛ چه ، آن جماعت در كوهستان پناه برده بودند . و در عقب طغاچار بهادر را با لشكر فراوان فرستاد كه او به سوبداى بهادر ملحق شده بهاتّفاق يكديگر در قلع و قمع آن جماعت كوشيده مساعى جميله به ظهور رسانند . در كنار رودخانهء جمموران تلاقى فريقين روى نمود و نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . امراى چنگيزخانى ثباتقدم ورزيده كار به جايى رسانيدند كه اكثر آن جماعت را به قتل رسانيدند غير از يك پسر كوچك توقتاى بيكى كه او نيز زنده به دست سوبداى بهادر افتاد . « 4 » و چون او را به خدمت چنگيز خان رسانيدند فى الحال حكم به قتل او صادر شد ( و او نيز با برادران و عمّ خود پيوست . ) « 5 »
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . رجوع شود به صفحهء 3557 كتاب . ( 3 ) . رجوع شود به صفحهء 1077 كتاب . ( 4 ) . اسم اين پسربچه در منابع تاريخى مغول كوچكين قولتوقان مرگان آمده است . ( 5 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .